سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

286

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

بود و نوجوانى تازه مو بر صورت بر آورده و سفيد رو بود . سپس ابو الحسن بصرى همراه پسرش حسن كه او هم نوجوانى تازه مو بر صورت بر آورده و سفيد رو با قدى مناسب « 5 » بود آمدند . سليم مىگويد : من به او و عبد الرحمن بن ابى ليلى نگاه مىكردم ، و نمىتوانستم تشخيص دهم كدام نيكوترند ، ولى حسن بصرى بزرگتر و بلندقدتر بود . منظرهء مجلس مناشده ( 1 ) صحبت به درازا كشيد و از صبح تا ظهر طول داشت « 6 » ، و عثمان در خانهاش بود و از گفتگوى آنان خبر نداشت . على بن ابى طالب عليه السّلام هم ساكت بود ، و او و هيچ يك از اهل بيتش سخنى نمىگفتند . مردم رو به على عليه السّلام كردند و گفتند : چرا سخنى نمىگوئى ؟ حضرت فرمود : هر كدام از دو گروه فضيلتى را گفتند و به حق هم گفتند . سپس فرمود : اى قريش و اى انصار « 7 » ، خداوند بخاطر چه كسى اين فضيلت را به شما داده است ؟ آيا بخاطر خودتان و قبائلتان و خانواده‌هايتان ، يا بخاطر غير شما ؟ گفتند : خداوند بخاطر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله « 8 » اين فضائل را به ما عطا فرموده و بر ما منت گذاشته است ، و همهء اينها را ببركت او يافتهايم و به آنها رسيدهايم . هر فضيلتى در دنيا و دين كه به آن دست يافتهايم بخاطر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله است نه بخاطر خودمان و نه قبائلمان و نه خانواده‌هايمان . فرمود : اى قريش و اى انصار ، راست گفتيد .

--> ( 5 ) « ج » : قدى كشيده . ( 6 ) « الف » و « ج » : تا وقت نماز ظهر طول كشيد . ( 7 ) « ب » : من از شما اى قريش و اى انصار مىپرسم . ( 8 ) « ب » و « د » : بخاطر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و اهل بيت و قبيلهاش . . . .